رفتن به متن
گربه‌وارهkarvareh · nari · rokh
شهرک هوشواره‌ایسه بخش، زبان روشن، اختیار محدود و رسید آزمودنی
دفترِ ساخت / شهرک هوشواره‌ای ناری

گربه‌واره

ناری و شهرک هوشواره‌ای

شهرک هوشواره‌ای

سه بخش، سه محوطه و یک راه مشترک؛ هر کاشی پروندهٔ همان کارگاه است.

بخش کارخانه‌ای

شش کارگاهِ هسته؛ بی‌رنگ، با شش پترنِ هندسیِ هم‌خانواده.

بخش کارگاهی

هشت کارگاهِ رنگ؛ بی‌هندسه و مستقل در ساحت خود.

بخش خدماتی

یک سوله برای چهار گاردِ قطعیِ حق، سهم، نوبت و چرخه.

صورتِ کار باید پیش از عمل روشن باشد

هر کارگاه یک زبان محدود دارد: واژگان، وضعیت‌ها، قواعد گذار و شرط توقف.

آکسیوم‌ها

  1. ۱·۱انسان قصدِ آغاز را می‌آورد و حکمِ پایان را پس می‌گیرد.
  2. ۱·۲ماشین جهان را نمی‌بیند؛ فقط وضعیتِ نام‌برده و دادهٔ رسیده را می‌خواند.
  3. ۱·۳عمل وقتی معین است که پیش‌شرط، تغییرِ روا، شاهد و شرطِ توقفش معین باشند.
  4. ۱·۴توان، اختیار نیست. مدل، موتور و ابزار کار می‌کنند؛ مالکِ داده، زمان یا نتیجه نمی‌شوند.
  5. ۱·۵اختیار از انسان می‌رسد؛ محلی، محدود، زمان‌دار و پس‌گرفتنی است.
  6. ۱·۶ثبت‌نشدن به معنای رخ‌ندادن نیست؛ اما ماشین بی‌شاهد حق ندارد آن را دانسته بنامد.

صورتِ ماشین

  1. ۲·۱ماشینِ انتزاعیِ تورینگ حالت، الفبای محدود، نوار، خواندن، نوشتن، قاعدهٔ گذار و توقف دارد.
  2. ۲·۲درخواست، صورتِ محدودِ وضعیتِ اکنون و وضعیتِ مطلوب است؛ خودِ جهان نیست.
  3. ۲·۳کارگاه یک نسبتِ گذار است: با ورودی و وضعیت چه تغییری پیشنهاد می‌کند و چه رسیدی می‌دهد.
  4. ۲·۴کارگر یک گذارِ محدود را اجرا می‌کند؛ کارفرما مقصد و پایان را می‌پذیرد؛ کارمند زمینه را نگه می‌دارد.
  5. ۲·۵rokh دفترِ تبارِ ادعاها و گذارهاست؛ حافظهٔ کاملِ جهان یا گواهِ خودکارِ حقیقت نیست.
  6. ۲·۶گذارِ تعریف‌نشده باید با پرسش، رد یا شکست متوقف شود؛ نه با تکمیلِ خیالی.
  7. ۲·۷همین صورت می‌تواند روی یک مدلِ نوبتی یا چند مدلِ جدا اجرا شود.
وضعیت + درخواست + قاعده ← وضعیتِ تازه + اثر + رسید

زبانِ کارگاه

  1. ۳·۱هر کارگاه واژگان، دستور، شرطِ صدق و مرزِ عملِ خودش را دارد.
  2. ۳·۲اسم چیز را نشان می‌دهد؛ فعل گذار را؛ صفت به‌تنهایی نه شاهد می‌سازد و نه اختیار.
  3. ۳·۳پرامپت شخصیت‌نامه نیست؛ دستورِ کار است: ورودی، پیش‌شرط، عمل، منع، خروجی، شاهد و توقف.
  4. ۳·۴زبانِ خصوصی این‌جا یعنی زبانِ محلیِ کارگاه با رابطِ عمومی؛ قاعدهٔ ناگفتنی، پیمانِ مشترک نمی‌شود.
  5. ۳·۵پیامِ میان دو کارگاه باید مبدأ، مقصد، نسخه، قصد، داده، مرز و خروجیِ مورد انتظار را نام ببرد.
  6. ۳·۶ابهام به پرسش برمی‌گردد و جای خالی «نامعلوم» می‌ماند.
  7. ۳·۷معنا در کاربردِ محلی سنجیده می‌شود؛ صورتِ مشترک امکانِ رفت‌وآمد را می‌دهد.

آستانه و گذار

  1. ۴·۱مواجهه می‌گوید اکنون چه ادعا می‌شود، چه می‌خواهیم و نشانهٔ پایان چیست.
  2. ۴·۲ناری می‌پرسد: چه کاری، برای چه کسی، با کدام اختیار، تا چه زمان و با چه شاهدی؟
  3. ۴·۳گاردها چهار گزارهٔ قطعی را می‌سنجند: حق، سهم، نوبت و چرخه.
  4. ۴·۴ناری کارفرما، مدل یا داورِ حقیقت نیست؛ آستانه را نگه می‌دارد و راه را نشان می‌دهد.
  5. ۴·۵کارگاه با توان و مرزش برگزیده می‌شود، نه با نامِ مدل یا شهرتِ ابزار.
  6. ۴·۶عمل باید اثر، شاهد، هزینه، وضعیت و راهِ بازگشت را به آستانه برگرداند.
  7. ۴·۷انسان پیش از عمل، میان عمل و پس از رسید حقِ ایست دارد.
حق ∧ سهم ∧ نوبت ∧ چرخه ← عبور؛ نبودِ هرکدام ← ایست

ناتمامیت

  1. ۵·۱در دستگاهِ صوریِ سازگار و به‌اندازهٔ کافی نیرومند، گزاره‌هایی هست که درون همان دستگاه اثبات یا رد نمی‌شوند.
  2. ۵·۲چنین دستگاهی، با شرط‌های قضیه، سازگاریِ کاملِ خودش را تنها از درون تضمین نمی‌کند.
  3. ۵·۳این حکم دربارهٔ هر ماشین و هر مدل به یک صورت نیست؛ نتیجهٔ معماری ما محدودتر است.
  4. ۵·۴گزارشِ خودِ مدل، گواهِ نهاییِ درستیِ مدل نیست.
  5. ۵·۵آزمونِ مستقل شاهدِ بهتر می‌دهد، اما خودش نیز دستگاهی محدود است.
  6. ۵·۶هرجا اثبات تمام نمی‌شود، ادعا باید حدِ خود را بگوید و حکم به انسان بازگردد.
  7. ۵·۷حکمِ انسانی یعنی مسئولیتِ نهایی؛ نه بی‌خطایی و نه داناییِ مطلق.

نقشهٔ ساخت

  1. ۶·۱شناسنامهٔ هر کارگاه کار، نقش، ورودی، پیش‌شرط، عمل، منع، خروجی، شاهد، توقف، منابع و نسخه را نام می‌برد.
  2. ۶·۲اگر موتور یا ابزارِ مناسب هست، همان به رابط می‌نشیند؛ اگر نیست، با همان پیمان و آزمون ساخته می‌شود.
  3. ۶·۳یک مدل نقش‌ها را نوبتی می‌گیرد؛ چند مدل نقش‌ها را جدا می‌کنند. صورتِ کار ثابت می‌ماند.
  4. ۶·۴اجرا می‌تواند محلی بماند یا کارگاه‌به‌کارگاه روی k3s گسترش یابد.
  5. ۶·۵توانِ مشترک با نسخه، نیازِ منابع، منشأ، سنجه و پیمان عرضه می‌شود؛ داده و اختیارِ مالک محلی می‌ماند.
  6. ۶·۶در سیاست و اقتصاد، جایِ اختیار، مالکیت، هزینه و پیامدِ بیرونی دیده می‌شود.
  7. ۶·۷در کسب‌وکار و خانواده، زمان، رضایت، حریم، بازگشت و راهِ خروج دیده می‌شود.
  8. ۶·۸در توسعه و تولید محتوا، حالت، رابط، آزمون، منبع، حق و نسخه دیده می‌شود.

روش: صورت منطقی از ویتگنشتاین متقدم؛ معنا در کاربرد برای مرزبندیِ کارگاه؛ ناتمامیتِ گودل به‌عنوان حد، نه آرایه.

آستانه و جریان درخواست

ناری بر دروازه

ناری کارفرمای هیچ کارگاهی نیست و مدل یا ابزار ویژه‌ای را بر دیگران مقدم نمی‌کند. در نقشهٔ پیمان‌شده، درخواست باید از ناری و گاردها بگذرد و رسید بازگردد؛ عبور کامل هنوز نیازمند آزمون است.

ناری بر آستانه می‌ماند؛ داوری نهایی انسانی است.

نقشهٔ رفت‌وآمد

۱
درخواستقصد، شرط پایان و راه توقف
۲
ناریخواندن پاکت و نگه‌داشتن آستانه
۳
گاردهاحق، سهم، نوبت و چرخه
۴
کارگاهمواجهه، توان و عمل محدود
۵
رسیداثر، شاهد، هزینه و راه بازگشت

دفتر ناری

متن جهان و برگه‌های ساختِ تن، کنار خودِ ناری.

نمونهٔ پوستهٔ زاینده

میدان تغییر می‌کند؛ آستانه نه

هر پنل بوم ثابتِ پهنای ۶۰۰ و ارتفاع ۱۰۲۴ پیکسل دارد. شناسنامهٔ کارگاه فقط محتوا و چیدمانِ درون این بوم را می‌سازد؛ این نما به اجرای زندهٔ rokh یا ابزار وصل نیست.

ارتفاع ۱۰۲۴ · پهنا ۶۰۰
ورودی از هستی · پیمان خواندن از rokh

مواجهه

قصد

کار اکنون و نشان پایان

اختیار

حق، سهم، نوبت و چرخه

توان

مدل و ابزار برگزیده

توقف

راه ایست و بازگشت

کارِ اکنون، شرط پایان و راه توقف را این‌جا بگذار.
آستانه
ارتفاع ۱۰۲۴ · پهنا ۶۰۰
خروج به هستی · پیمان نوشتن بر rokh

عمل

پاکت

گام، ابزار، مدل و سقف

راه

کارگاه و سنجش

اثر

آنچه در جهان تغییر کرد

رسید

شاهد و راه بازگشت

خروج مطلوب باید با شاهد و راه بازگشت به دروازه برسد.
نمونهٔ نخست و مقیاس

همان پیمان؛ منابع متفاوت

در نمونهٔ نخست، مدل‌های محلی و ناری در شبکهٔ محلی حاضرند. با افزایش بار، صورتِ درخواست، مرز کارگاه و شکل رسید ثابت می‌مانند؛ مدل، موتور، ابزار و جای اجرا می‌توانند عوض شوند.

نمونهٔ محلی

ناری و مدل‌های محلی جداگانه حاضرند؛ برش کامل گاردها، کارگاه‌ها و رسیدهای مرحله‌ای هنوز به آزمون کامل نیاز دارد. rokh دفتر افزایشی ادعا، شاهد و تبار است؛ تصحیح قلم تازه است و داوری نهایی انسانی می‌ماند.

نمونهٔ موجود · اتصال کامل نیازمند آزمون
درخواست←nari←گارد←کارگاه←رسید

یک مدل

یک مدل می‌تواند نقش‌ها را نوبتی بگیرد. پیمان و پاسخ‌گویی تغییر نمی‌کنند؛ گاردها، صف، وضعیت و مرزهای اختیار همچنان جدا می‌مانند. تعویض نقش باید در رسید دیده شود.

اصل معماری
کمینهٔ حافظهصف روشنراه‌اندازی ساده

سمفونی مدل‌ها

هر کارگاه می‌تواند مدل مناسب خود را بگیرد؛ مدل، موتور و ابزار قابل تعویض‌اند و پاسخ‌گویی با کارفرمای همان کارگاه می‌ماند.

چیدمان برگزیدنی · نیازمند سنجش منابع
گزینش برای نقشگمارش منابعبازگشت مستقل

خوشهٔ k3s

در معماری هدف، کارگاه‌ها، ابزارها و مدل‌ها خدمت‌های جدا با شناسنامهٔ سلامت‌اند. مدل یا توان یک کارگاه باید با شناسنامه و پیمان زمان‌دار در شبکهٔ karvareh عرضه شود؛ دادهٔ خصوصی محلی می‌ماند، مالکیت با عرضه‌کننده است و راه خروج روشن می‌ماند.

هدف گسترش · نیازمند راستی‌آزمایی
مقیاس برای هر کارگاهسلامت و رسیدجابه‌جایی مدل
هدف انتشار عمومی · هنوز آمادهٔ دریافت نیست

بکش، بچین، اجرا کن

گربه‌واره پوستهٔ بسته نیست. بسته برای آن چیده می‌شود که هرکس شناسنامه‌ها، پرامپت‌ها، گاردها، موتورهای جداشدنی و پوسته را بگیرد؛ منابع خود را بسنجد و یک مدل یا سمفونی دلخواه را زیر همان پیمان‌ها بنشاند.

درخت بسته

شناسنامهکارگاه‌ها · نقش‌ها · مرزها · پرامپت‌ها
گاردهامهار · گمارش · نوبت · چرخه
شناسنامهٔ تواننام و نسخه · گونه · منابع · سازگاری · ورودی و خروجی · گواه و بازگشت
پوستهشهرک · مواجهه · عمل · آستانه
استقرار و رسیدتک‌گره · k3s · پیوند rokh

پاکت درخواست

درخواست فقط جمله نیست؛ واحدِ قابل سنجشِ کار است. اگر یکی از خانه‌های زیر نامعلوم باشد، آستانه باید بپرسد یا بایستد.

قصد و صاحب حکم

چه تغییری، برای چه کسی، با مسئولیت چه کسی؟

منشأ

داده از کجا، چه هنگام و با کدام نسخه رسیده است؟

اختیار

دامنه، مخاطب، زمان انقضا و راه پس‌گرفتن چیست؟

منابع

سقف زمان، هزینه، پردازش و دادهٔ در دسترس چقدر است؟

پایان

چه شاهدی کار را تمام‌شده می‌کند؟

توقف و بازگشت

کِی باید ایستاد و اثرِ نیمه‌تمام چگونه برمی‌گردد؟

شناسنامهٔ کارگاه

کارگاه با نامِ مدل تعریف نمی‌شود؛ با نقش، مرز و آزمونش تعریف می‌شود. مدل و ابزار، توانِ تعویض‌پذیرِ همان کارگاه‌اند.

نقش و اختیار

کارفرما، کارمند و کارگر چه می‌کنند و چه نمی‌کنند؟

ورودی و خروجی

چه پاکتی می‌پذیرد و چه صورتِ رسیدی بازمی‌گرداند؟

توان

مدل، موتور و ابزار با نام و نسخهٔ روشن.

منابع

حافظه، پردازش، ذخیره، شبکه و سقف هم‌زمانی.

سلامت و آزمون

نشانهٔ آمادگی، آزمونِ کوچک و رفتار هنگام شکست.

نسخه و پرامپت

پرامپت، رابط و آزمون باید با یک نسخه جفت باشند.

آیین اجرا

۱ · سنجش منابع

توان واقعی و سقف کار پیش از برپایی نوشته می‌شود.

۲ · گزینش کارگاه

کمینهٔ کارگاه‌های لازم با نسخهٔ سازگار برپا می‌شوند.

۳ · بستن مرز

حق، سهم، نوبت، چرخه، توقف و بازگشت آزموده می‌شوند.

۴ · گام کوچک

نخستین عمل کوچک، برگشت‌پذیر و گواه‌پذیر است.

۵ · دریافت رسید

اثر واقعی با شاهد، هزینه و وضع به rokh برمی‌گردد.

۶ · حکم بعدی

ادامه، اصلاح یا توقف با حکم انسانی آغاز می‌شود.

رسید عمل

خروجیِ خوش‌نثر رسید نیست. رسید باید بگوید در جهان چه رخ داد، چه رخ نداد و برای ادعایش چه شاهدی دارد.

وضع نهایی

کامیاب، شکست‌خورده، متوقف یا نامعلوم.

اثر واقعی

تغییرِ مشاهده‌شده، نه صرفاً پاسخِ مدل.

شاهد

نشانی، زمان، نسخه و گواهِ مستقلِ متناسب.

هزینه

زمان، پردازش، پول و دادهٔ مصرف‌شده.

شکست

نقطهٔ شکست، بخشِ انجام‌شده و بخشِ نامعلوم.

بازگشت

راه خنثی‌کردن اثر یا دلیلِ برگشت‌ناپذیری.

مرز ادعا و حریم

این صفحه شِمای عمومی شهرک را نشان می‌دهد؛ نام شخص، مکان واقعی، نشانی ماشین، مسیر خانه، گفت‌وگوی خصوصی، حافظهٔ خام و کلید در بستهٔ عمومی جایی ندارند.

کارگاه

پروندهٔ کارگاه

نقش‌ها

کارفرما

کارمندان

کارگران

کار و ورودی

کار و رفتار

ورودی

خروجی و پیوند

خروجی

پیوند

توان و وضع

مدل
موتور
ابزار

وضع

شناسنامهٔ کارگاه حاضر است؛ اتصال اجرایی باید با آزمونی تاریخ‌دار تأیید شود.

مرز و پرامپت

حوزهٔ اختیار

پرامپت کارگاه

پیمان رفت‌وآمد

رفت‌وآمد مستقیم میان کارگاه‌ها نیست؛ پاکت باید از ناری بگذرد و رسید باید به rokh بازگردد. اتصال اجرا نیازمند آزمون است.

نقش‌ها