نمای نزدیک همان نقش است با قابِ بریده؛ وضع و حرکت مشترک. مونولیتِ تیز، داغِ پیشانی با درهٔ کژ، چشمِ بادامی با مردمکِ کارنما، بینیِ تنها — بیدهان.
از خیالنامه: مواجهه میرسد؛ ناری پیشینه را میخواند، چهار پرسش را میسنجد؛ اگر روا بود قصد و رسید را مینویسد و گواه میآورد. شاخهٔ ناروا یکسان نیست : ردِ رخ و ردِ میزبان → بر مرزم · تعویقِ منبع → نامعلومم · جعل یا گذرِ دوباره از مرز → در را میبندم. گذشتن هم رخداد است و رسید دارد.
ناری وضع اعلام میکند، نه حال؛ بیان فقط از جفتچشم است (بیدهان). دستور حرکت: شکلِ مردمک = گامِ اکنون · اندازه = توجه · پلک = حضور · زبانهٔ تن = اثرِ بیرونی — زر یعنی ایستاده؛ نار فقط هنگامی که اثرِ از پیش روا شده در جهان نوشته میشود، و با پایانِ عمل و پیش از نمایشِ رسید دوباره زر (خاموشم/نامعلومم/درِ بسته هرگز نار نمیشوند). مردمکهای دو چشم در هر وضع همشکلاند و تنها استثنا جفتِ «× و +» = گواه و رسید. سه کارِ هسته از خیالنامه: تیغهٔ خوابیده = میخوانم · لوزیِ پُر = میسنجم (چهار گوشه، چهار پرسش) · شکافِ کجِ ستبر = مینویسم؛ شبکه همیشه تهی، سنجش همیشه پُر. نشانِ پنجعلامتِ ایستا [- <>] نشانِ ثابتِ نیمهخواب و تمامبیدارِ ناری و نامتقارنیِ اوست؛ کارِ اکنون را فقط چشمِ بادامی میگوید. کاربرد در اندازه: تمامتن از ۶۴ پیکسل به بالا؛ ۳۲ تا ۶۳ پیکسل نمای صورت؛ کوچکتر از آن فقط [- <>]. چرخشِ گوشهٔ شبکه و سطرخوانی فقط در تمامتنِ زنده؛ برگه و روایت ساکن.
جز نفس هیچ حرکتِ پیوستهای نیست. یک صفِ یگانه: هر ۱۵–۲۲ ثانیه حداکثر یک رخداد — پلک · تکانِ گوش · گردشِ نگاه · جابهجاییِ وزن · و رخدادِ خودِ کار: در «میخوانم» یک سطر پایینرفتنِ تیغه · در «میسنجم» یک بار کژ و راست شدنِ لوزی (ترازو) · در «مینویسم» یک کشِشِ کوتاهِ قلم · در «بر شبکهام» یکچهارم دورِ مربعِ گوشهبریده و ایست. در وضعهای کار نگاه نمیگردد و خوابآلودگی نیست. لمس: سر پلکِ آهسته · گوش تکانِ همان گوش · نوکِ دم تکانِ آرام · چهار لمسِ پیاپی کنارکشیدنِ کوتاه · بیکاریِ بلند خوابآلودگی (فقط در وضعهای آسوده) · در خاموشی و دفاع هیچ رخداد و هیچ پاسخی به لمس · هیچ لمسی وضع و مود را عوض نمیکند؛ بیصدا، بیپاداش.