کارواره

کار + ـواره. از همان خانواده‌ای که ماهواره، گوشواره، جشنواره و هوشواره را ساخته — پسوندی که «چیزی از جنسِ آن» می‌سازد. کارواره یعنی چیزی که کار در آن خانه دارد.

گونه است، نه برند — همان‌طور که «لپ‌تاپ» و «گوشی» نامِ یک دسته‌اند، نه نامِ یک شرکت. بدن‌های گوناگون خواهد داشت: رایانهٔ کوچک، ایستگاهِ سنگین، دستگاهِ برشته‌کاری، تنورِ نان.

نامِ ربات از robota آمد — کارِ اجباری، بیگاریِ رعیت. نامِ کارواره از کار — کاری که مالک دارد، پیمان دارد، و گواه.

پیمانِ واژه — پیش‌نویس، تا مُهرِ امین

۱ · بخششکاربردِ عادیِ واژهٔ «کارواره» و برابرِ لاتینش karvareh — گفتن، نوشتن، نامیدنِ ابزارِ خودتان — برای همه آزاد است. این اذن، پس از مُهر، برگشت‌ناپذیر است.
۲ · تبارپدیدآورندگیِ واژه ثبت می‌ماند: کارواره را امین ساخته و این خانه سرچشمهٔ تعریفِ آن است.
۳ · نشاننشانِ «عضوِ رسمیِ خانواده» با این اذن داده نمی‌شود؛ عضویت تنها با پرشدنِ واقعیِ هفت بندِ شناسنامه و حکمِ نام‌گذار است.
۴ · مرزمتن‌ها، نشان‌ها، دامنه و خدمت‌های این خانه هر یک پیمانِ خود را دارند؛ این بخشش فقط دربارهٔ خودِ واژه است.

Karvareh — the other face of the word

Karvareh (کارواره) — a kind of tool in which work makes its home. Every karvareh has a definite task, a known body, a bounded covenant, a proof of work, and a way out.

Coined in Persian from kār (work) + -vāreh, a suffix of likeness — as in māhvāreh (satellite) and jashnvāreh (festival). Where robot descends from robota — forced labor — karvareh descends from work, owned and covenanted.

The word is not translated. Its home is karvareh.org; the full house is in Persian.

↩ کارواره
پیش‌نویسِ فازِ صفر — هنوز منتشر نشده